الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
491
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
ادلّهء تقليد در مكتب اهل بيت عليهم السلام و اهل سنّت پيشگفتار : گاه اين سؤال مطرح مىشود كه چرا در احكام شرعى بايد از كسى تقليد كرد ؟ اصولًا آيا تقليد كار خوبى است ؟ بشر بايد با چراغ فكر و انديشه و تحقيق ، تكليف خود را بيابد و بر آن اساس عمل كند . مراجعه به افراد هم سنخ خويش و سپردن زمام « بايدها و نبايدهاى » رفتارى خود به ديگران فرجامى جز خمودى و دور افتادن از قافله رشد و پيشرفت ندارد . علاوه بر آنكه قرآن نيز مردم جاهلى را به سبب تقليد از گذشتگان مورد نكوهش قرار داده و از آنها مىخواهد با بصيرت و استدلال حركت كنند و همچنين صريحاً از پيروى از آنچه را كه بدان علم ندارند ، نهى مىكند : « وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ » . « 1 » اين بحث درصدد پاسخ به اين سؤالات ، روشن ساختن حقيقت تقليد در دين ، ادلّهء تقليد از عالمان دينى در مكتب اهل بيت و اهل سنّت و تعيين محدودهء تقليد تحت چند عنوان است . * * * اوّل : تقليد در لغت و اصطلاح الف ) تقليد در لغت تقليد مصدر « قلّد » به معناى انداختن گردنبند و يا قلاده به گردن كسى است و « تقليد بَدَنه » به معناى آن است كه قلاده و يا نشانهاى به گردن شتر قربانى بيندازند ، به نشانهء آن كه قربانى حج است . اقرب الموارد مىنويسد : « قلّد المرأة القلادة : جعلها فى عنقها ؛ آن زن ، قلاده انداخت ، يعنى آن را بر گردن خويش انداخت » . در صحاح نيز آمده است : « از همين رو ، گماشتن و منصوب كردن واليان بر انجام كارى را تقليد گويند » ( و تقليد الولاة الاعمال ) . سپس مىافزايد : « تقليد در دين از همين معنا گرفته شده است ( گويا انسان قلادهء مسئوليّت عمل خويش را بر عهدهء مقلَّد مىاندازد ) » . لسان العرب نيز همين معانى را ذكر كرده است .
--> ( 1 ) . اسراء ، آيهء 36 .